على اصغر ظهيرى
53
قصص الحسين (ع) (فارسى)
شما مىدانيد و اين گروه ( بنى اميّه ) را مىشناسيد كه از شيطان پيروى نموده و از اطاعت خدا سرباز زده و فساد را ظاهر و حدود الهى را تعطيل و غنائم را منحصر به خود دانستهاند ، حرام خدا را حلال و حلال خدا را حرام كردهاند . نامههاى شما به من رسيد و فرستادگان شما نزد من آمدند و گفتند كه شما با من بيعت كردهايد و مرا هرگز در ميدان مبارزه تنها نخواهيد گذاشت و مرا به دشمن تسليم نخواهيد كرد ، حال اگر بر بيعت و پيمان خود پايداريد كه راه صواب هم همين است ، من با شما و خاندان من با خاندان شما و من پيشواى شما خواهم بود . و اگر چنين نكنيد و بر عهد خود استوار نباشيد و بيعت مرا از خود برداشتيد به جان خودم قسم كه تعجّب نمىكنم ، چرا كه رفتارتان را با پدرم و برادرم و پسر عمويم مسلم ديدهام ، هر كس فريب شما را خورد نا آزموده مردى است ، شما از بخت خود روى گردان شديد و بهرهء خود را در همراه بودن با من از دست داديد ، هر كس پيمان بشكند زيانش را خواهد ديد و خداوند به زودى مرا از شما بىنياز گرداند . والسلام عليكم و رحمة اللَّه و بركاته . « 1 »
--> ( 1 ) - قصه كربلا ، ص 215 .